تبلیغات
aftab - از دست گریه

























aftab

من هستم و تو هستی و این روزهای بد

می خواهم از تو شعر بگویم، نمی شود

من هستم و تو هستی و حسی که بین ماست

تا باد توی کوچه همینطور می وزد

درباره تو، چشم تو تا فکر می کنم

صدها هزار خاطره در ذهن می رود

می خواهم از خودم بنویسم چه می کشم

اما غریبه گریه رهایم نمی کند

این روزها بدون تو من غصه می خورم

این روزها اگر تو بیایی چه می شود

از دست گریه، ساده بگویم، بریده ام

این شعرهای غم زده و خیس من سند

پنهان نمی کنم به تو محتاجم و هنوز

می خواهم از تو شعر بگویم، نمی شود

 از تو شعر بگویم، نمی شود


نوشته شده در شنبه 1 مرداد 1390 ساعت 09:00 ق.ظ توسط اشعه |


(تعداد کل صفحات:[cb:pages_total]) [cb:pages_no]
Design By : Pars Skin