تبلیغات
aftab - ی ستاره ها

























aftab


ما سلاممان بهانه است  عشقمان دروغ جاودانه است!


در زمین زبان حق بریده اند :حق زبان تازیانه است!


وآنکه با تو درد دل می کند های های گریه های شبانه است

ای ستاره ها :


ای که پیش دیده منی باورت نمی شود که در زمین هر کجا به هر که می رسی


خنجری میان مشت خود نهفته است پشت هر شکوفه تبسمی خار جانگزایِ حیله ای شکفته است


آنکه با تو می زند صلای مهر جز به فکر غارت دل تو نیست

ای ستاره ها:


که از جهان دور چشمتان به چشم بی فروغ ماست نامی از زمین و بشر شنیده اید ؟


در میان آبی زلال آسمان موج وخون و آتشی ندیده اید؟ این غبار محنتی که در دل فضاست 


این دیار وحشی که در فضا رهاست این سزای ظلمی که آشیان ماست ، درپی تباهی شماست

 
گوشتان اگر به ناله من آشناست  از سفینه ای که می رود به ماه


از مسافری که می رسد ز گرد راه از زمین حذر کنید


پای این بشر اگر به آسمان رسد روزگارتان چو روزگار ما سیاست

ای ستاره ها:


باورت نمی شود در میان باغ بی ترانه زمین ساقه های سبز آشتی شکسته است


لاله های سرخ دوستی فسرده است


غنچه های نو رس امید لب به خنده وا نکرده  مرده است


پرچم بلند سرو راستی سر به خاک سپرده است


سرخی و کبودی افق قلب مردم به خاک و خون تپیده است


دود وآتش به آسمان رسیده است

ای ستاره ها:


باورت نمی شود آن سپیده دم که با صفا و ناز که


در فضای بی کرانه می دمید دیگر از زمین رمیده است


این سپیده ها سپیده نیست رنگ چهره زمین پریده است


ابرهای روشنی که چون حریر بستر عروس ماه بود


پهنه های داغ کهنه است

 

نوشته شده در دوشنبه 11 مهر 1390 ساعت 09:00 ق.ظ توسط اشعه |


(تعداد کل صفحات:[cb:pages_total]) [cb:pages_no]
Design By : Pars Skin