تبلیغات
aftab - ساحل دلتنگی

























aftab

رو ساحل سرخ دلت اسم کسی رو حک نکن به اینکه من دوست دارم حتی یه ذره شک نکن بزار بهت گفته باشم
 که ماجرای ما و عشق تقصیر چشمای تو بود ‌‌‌، وگرنه ما کجا و عشق ؟ سرم تو لاک خودم و دلم یه جو هوس 
نداشت بس که یه عمر آزگار کاری به کار کس نداشت تا اینکه پیدا شدی و گفتی ازاین چشمای خیس تو دفتر ترانه 
هات یه قطره بارون بنویس عشقمو دست کم نگیر درسته مجنون نمیشم وقتی که گریه می کنی حریف بارون 
نمیشم رو ساحل سرخ دلت اسم کسی رو حک نکن به اینکه من دوست دارم حتی یه ذره شک نکن هنوز یه 
قطره اشکتو به صد تا دریا نمی دم یه لحظه با تو بودنو به عمر دنیا نمی دم همین روزا بخاطرت به سیم آخر می
زنم قصه عاشقیمونو تو شهرمون جار می زنم


و تا سحر ، زیر قطره های باریده


زیر آسمان آواز می خواندم
کاش باران می بارید

و قلبم را می شست ، از ذره ذره غم های خاک گرفته

کاش باران می بارید ، تا با بوی خاک آرام بگیرم 

دلم می خواست ، امشب باران با من بود 

تا شادیم را با او قسمت کنم ...امشب اندکی شادم


گفتی که چو خورشید زنم سوی تو پر


          چون ماه شبی می کشم از پنجره سر


                  اندوه که خورشید شدی تنگ غروب


                        افسوس که مهتاب شدی وقت سحر


نوشته شده در شنبه 5 شهریور 1390 ساعت 09:00 ق.ظ توسط اشعه |


(تعداد کل صفحات:[cb:pages_total]) [cb:pages_no]
Design By : Pars Skin